|
دروغ: بعدا باهات تماس می گیرم. معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی! دروغ: تو قسمتی از وجود منی، نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم. معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار. دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره، ما فقط دوست معمولی هستیم! معنی: عاشقشم! دروغ: من ترو برای وجود خودت دوست دارم! معنی: من فقط دنبال سکس هستم. دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه. معنی: داریم میریم دختر بازی. دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم! معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن. این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده: دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم! معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی. هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد
از.....
از دل شورگی از دل تنگی از دل دادگی از..... از دل چه می دانی؟ از عمرهایی که عاشق خار گل شد و در اخر که گل پژمرد و یا چیده گشت بیشتر خواری اش را حس کرد. از خار و گل چه می دانی؟ انسان در ابدیت یا پر به اوج گشوده است که همه عشق است یا پر به دوزخ سوخته که همه نفرت است. تا که اینجا رسم عاشقی نیاموزی پر پروازت به اتش نفرت برای همیشه خواهد سوخت.
سلام ببخشید که این چند روز اپ نکردم اخه فکرم مشغوله و حوصله ی هیچ کاریو ندارم.اخه احساس میکنم ۲نفر که خیلی دوسشون دارم دارن بهم خیانت می کنن. من ازتون ۱ خواهش دارم تو رو خدا دعا کنید احساسم اشتباه باشه اخه دارم دیوونه می شم
سلاااااام امروز اومدم فقط چند تا عکس از جیگررررم بزارم که شایا جون می خواست ببینه.شایا جوون اینم جیگر من این استیلش منو کشته
سلاااااام به دوستای خوشگلم که تاحالا به من خیلی لطف کردن من تا بد امتحانا یعنی تا ۲۰ خرداد دیگه اپ نمی کنم ولی قول می دم با اپای خیلی خوسدل بیام. همتونو دوست داااااارررررم.بابای
چقدر دوست داشتم نیات همه را می دیدم قلب ها ی همه را.حال نگویم همه لا اقل کسانی که دوستم دارند.لا اقل کسانی که دوستشان دارم. شاید ان موقع دیگر نگاهم پر از سو تفاهم نمی شد و یا دل نازکم به درد نمی امد.اما نه نمی گویم که ان موقع چشمانم دیگر نمی گریستند چرا که انها همیشه بی قرارند چه هنگام شادی جه هنگام خشم و چه هنگام سپاس.اگر اینگونه می شد دیگر با تردید جلو نمی رفتم با تردید نگاه نمی کردم و با تردید به شادیها لبخند نمی زدم.روزگار غریبی است. اعتماد از چهره زندگی رخت بر بسته است.نمی شود به حرف و حدیثها اعتماد کرد.همی چیز چهره تقلبی و دروغین دارد و اندک راستی ها و یکرنگ ها نیز در بین این همه دورنگی و نیرنگ گم شده است. این روزها قلب ها پنهانند.پنهان تر از هر چیز دیگر.ای کاش قلبها در چهره ها بودند.
عروسک قصه ی من گهواره خوابت کجاست؟ قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست؟ بال و پر نقره ای کفتره عشقمو کی بست؟ اینه ی طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست؟ بمیرم ای شکسته دل چه بی صداست شکستنت صدای عشق من و تو که تلخ و گریه اوره تو این سکوت قصه ای شاید صدای اخره بعد از من و تو عاشقی شاید به قصه ها بره شاید با مرگ من و تو عاشقی از دنیا بره عروسک قصه ی من سوختن من ساختنمه تو این قمار بی غروب بردن من باختنمه این سایه ی همیشگی مرگه که دنبال منه جفتای عاشق رو ببین از پل ابی می گذرن عروسک قلبشونو به جشن بوسه می برن اما برای عشق ما اون لحظه ی ابی کجاست عروسک قصه من پس شب افتابی کجاست؟؟؟؟
نمی بینی ای کاش حال مرا می دانستی ای کاش مرا می دیدی که چگونه در کنار باغچه سر به سوی اسمان صورت تو را در ماه جستجو می کنم. دلم برات تنگ شده دوست دارم اینجا در کنارم باشی. ولی افسوس....... افسوس و صد افسوس که تو را هرگز نخواهم دید. افسوس که باید تورا فراموش کنم مثل هزاران ارزوی دست نیافته ام افسوس که باید در اتش عشقت بسوزم افسوس که باید ریشه های عشقت را در دل بخشکانم افسوس که هیچ کس صدای ناله ی مرا نمی شنود که بی تو چه می کشم افسوس که تنها همدمم بالینم است میعادگاه اشکها و ناله های بی صدایم پلک های مرطوب مرا باور کن این باران نیست که می بارد صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزد.
کرد.اما امروز که چشمانم را باز کردم و بیشتر از همه به ان جذابی و درخشش نیازمند بودم...دیگر چشمانت را ندیدم. چشمانت...نگاهت...و همه وجودت با من غریبه شده بود. امروز که روی این تکه کاغذ خاطره ای از تو می نویسم و گریه می کنم... باد صورتم را نوازش کرده و گونه های خیسم را پاک می کند. امروز باد پاییزی در خزانی سوزان جای دست تو را گرفته.....اما افسوس که این باد تنها کوله باری از پشیمانی را یاد اور است و اتش غم را بر گونه هایم می کشد. دستان مهربان تو همواره برای من حتی در روزهای سرد و تاریک زمستان بهار بود.....بهاری جاودان و نمی دانم این تقدیر است....عشق است یا چیزی نا اشنا که این گونه مرا در اوج عشق و عاشقی در خزانی تلخ تر
سلاااااااااااااااام به دوستای خوشگلم که به وبلاگ خودشون خیلی لطف دارن من دارم می رم مسافرت همون جایی که عشقم علی الان اونجاست برا همین چند روز اپ نمی کنم اما زود می یام با اپ های خیلی خوشگل.تا بعد بابااااااااای
|
About![]()
سلاااااااااااام.من عسل هستم 1دختر شیطون و یکم احساساتی.
Home
|